مردان چشم قهوه‌ای خشن‌ترند

تحقیقات جدید نشان می‌دهد مردان چشم قهوه‌ای دارای خصوصیاتی در چهره خودشان هستند که آن‌ها را نسبت به مردان چشم آبی خشن‌تر و سلطه‌گرتر نشان می‌دهد.دانشمندان کشور چکوسلاواکی از یک گروه 62 نفره خواستند تا به تصاویر 80 صورت شامل 40 مرد و 40 زن بنگرند و میزان خشونت آن‌ها را تخمین بزنند. سپس آن‌ها این صورت‌ها را با کمک فوتوشاپ تغییر داده و صورت چشم‌آبی‌ها را با چشم‌ قهوه‌ای‌ها جابه جا کردند. سپس گروه دیگری این تصاویر را از لحاظ خشونت رده بندی کردند...

در هر دو مورد نتایج به دست آمده تقریبا یکسان بود. تصاویر چشم‌ قهوه‌ای‌ها در هر دو گروه جدی‌تر و سلطه‌گر‌تر نسبت به چشم‌آبی‌ها رده بندی شد، حتی اگر رنگ چشمان آن‌ها تغییر می‌کرد.

این حالت در صورت زنان برقرار نبود و به همین دلیل دانشمندان معتقدند شکل صورت مردان چشم قهوه ای به شکلی است که آن‌ها را خشن‌تر نشان می‌دهد .

کارل کلیسنر از دانشگاه چارلز در این باره گفت: به طور متوسط مردان چشم قهوه ای دارای چانه‌ها و دهان پهن‌تر هستند، بینی بزرگ‌تری دارند و فاصله بین ابروها و چشمان آن‌ها از هم بیش‌تر است.

نکته رمزآلود این است که چرا رنگ چشمان می‌تواند باعث بروز این خصوصیت در صورت یک فرد شود.

روانشناس جونیز بندیکت از دانشگاه آبردین در اسکاتلند در این باره گفت: این یافته بسیار شگفت انگیز است. محققان معتقدند بین 6 هزار تا 10 هزار سال پیش افراد چشم آبی وجود نداشتند و در نتیجه یک جهش ژنتیکی انسان‌های با چشم آبی رنگ به دنیا آمدند.

در حال حاضر نزدیک به 6 ژن وجود دارند که در تعیین رنگ چشم یک فرد تاثیر گذار هستند. یکی از حدس‌های دانشمندان این است که شاید همان ژن‌ها که روی رنگ چشم تاثیر گذارند می‌توانند خصوصیات دیگر چهره را هم تعیین کنند.

شاید توضیح دیگر این باشد که پسران با رنگ چشمان متفاوت رفتارهای متفاوتی را از جامعه می‌بینند که این رفتارها می‌تواند تاثیرات ماندگاری روی آن‌ها داشته باشد.

شیوه برخورد اجتماعی با یک فرد می‌تواند تعادل هورمونی او را تغییر دهد که این موضوع نیز به نوبه خود روی شکل ظاهری یک فرد تاثیر زیادی دارد.



موضوعات مرتبط: خبرهای جدید علمی

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/27 | 22:42 | نویسنده : بهار |
 خبرگزاری فارس، به نقل از واحد مركزی خبر، این راننده سوئدی كه تحت تعقیب پلیس بود ، در حالی متوقف شد كه در یكی از بزرگراه های سوئیس با خودروی بنز خود با سرعت 180 مایل در ساعت یعنی حدود 290 كیلومتر در ساعت رانندگی می كرد. پلیس این راننده را بیش از یك میلیون دلار جریمه كرده است كه در تاریخ بی سابقه است. بر اساس قوانین سوئیس میزان جریمه راننده با توجه به سرعت و ثروت او تعیین می شود و هر چه سرعت راننده هنگام رانندگی و درآمد و ثروتش بیشتر باشد ، جریمه اش سنگین تر می شود.



موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/27 | 22:40 | نویسنده : بهار |
روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.
عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید: " کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری" !!!!

موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/27 | 14:42 | نویسنده : بهار |
لطفاً به سوالات زیر با دقت و مداد پاسخ دهید:

◄ اگر شما، هم دانشگاه آزاد قبول شوید و هم دولتی، کدام را انتخاب می کنید؟

- آزاد
- آزاد
- آزاد
- آکسفورد


◄ چرا شهریه دانشگاه آزاد، زیاد است؟

- چون باید باشد
- باید باشد چون
- چون باشد باید
- هر دو مورد!



◄ کاشف دانشگاه آزاد کیست؟

- آقای جاسبی
- آقای جاثبی
- آقای جاصبی
- استاد اسدی



◄ سطح علمی دانشگاه آزاد را چگونه ارزیابی می کنید؟

- خوب
- خیلی خوب
- بسیار خوب
- عالی
- خیلی عالی
- بسیار عالی
- فوق العاده
- توپ
- مشتی
- بابا تو دیگه کی هستی؟!



◄ مهم ترین معضل کنونی دانشگاه آزاد چیست؟

- فرار مغزها
- معضل کنونی
- تحقیق و تفحص
- ریزش مو



◄ اگر یک روز آقای جاسبی را از نزدیک ببینید، به ایشان چه می گویید؟

- سلام
- از شدت شوق به گریه می افتم و زبانم بند می آید
- جیم جمالتو جاسبی
- همه بود آرزویم که ببینم از تو رویی



◄ دانشگاه آزاد، در کدام یک از مکان های زیر شعبه ندارد؟

- شوت آباد
- قشنگ دره
- جهنم
- هیچ کدام



◄ دانشگاه آزاد برای پول ما . . . . دوخته است.

- کفن
- دامن کلوش
- کیسه
- زیر شلواری راه راه



◄ خوشمزه ترین غذای سلف دانشگاه آزاد چیست؟

- خورشت گربه سبزی
- فضله موش پلو
- ناهار
- غذای رییس دانشگاه



◄ وضعیت فرهنگی در دانشگاه آزاد . . . .

- خوب است.
- سلام می رساند.
- شما چطوری؟
- دیگه چه خبر؟



◄ دانشگاه آزاد چند بخش است؟

- 5
- 4
- 7
- 6



◄ آرزوی یک پدر کارمند با دو فرزند در حال تحصیل در دانشگاه آزاد چیست؟

- کاش شهریه ها بیشتر شود.
- کاش کمرم زیر بار هزینه های تحصیل فرزندانم بشکند.
- کاش بچه ی بعدی هم دانشگاه آزاد قبول شود.
- کاش . . .



در پایان از شما درخواست می شود که در این قسمت ( ......) چیزی ننویسید.

با تشکر


موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (:

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/27 | 14:36 | نویسنده : بهار |
 

به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابي را كه انتخاب مي كنيد يادداشت كنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب



۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟
الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير، ه- - خيلى آهسته


۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛
الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد،
و _ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىكنيد



۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگرى خم



۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟
الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك


۶) وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛
الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد



۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود



۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟
الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش


۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟
الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...


۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:
الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد

 ---------------------------------------------------------------------------------------------

امتيازات

سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)

سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)

سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵امتياز)، د (۴ امتياز)، ه(۳ امتياز) و(۲ امتياز)، ز (۱ امتياز)

سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، و (۱ امتياز)

-----------------------------------------------------------------------------------------------

خب، امتيازهايتان را جمع زديد. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقايسه كنيد و شخصيت خودتان را بشناسيد.

 -----------------------------------------------------------------------------------------------

نتيجه گيري 

 

اگر امتياز شما بالاى ۶۰ است:  

ديگران در ارتباط و رفتار با شما شديداً مراقب و هوشيار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهايت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسين مى كنند و به ظاهر مى گويند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ايجاد رابطه اى عميق و دوستانه بى ميل و فرارى هستند.

 


* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتياز داريد: 

 

بدانيد دوستان شما را تحريك پذير مى دانند، بدون فكر عمل مى كنيدو سريع از موضوعات ناخوشايند برآشفته مى شويد ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصميم گيريهاى سريع داريد (هرچند اغلب درست از كار درنمى آيند!) ديگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. كسى كه همه چيز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجويى لذت مى برد و در مجموع به دليل ايجاد شرايط و بستر هيجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

 


* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: 

 

 به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند. شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد. قادر هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد. 

 

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتياز نصيب شما شد: 

  بدانيد در نظر سايرين معقول، هوشيار، دقيق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستيد. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستيد اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستيد. به سرعت و سادگى با ديگران باب دوستى را باز نمى كنيد. اما اگر با كسى دوست شويد صادق، باوفا و وظيفه شناس هستيد. اما انتظار بازگشت اين صداقت و صميميت از طرف دوستانتان را داريد گرچه سخت دوست مى شويد اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنيد. 

 


* از ۲۱ تا ۳۰ امتياز : 

  در نظر سايرين فردى زحمت كش هستيد اما متأسفانه گاهى اوقات ايرادگير هستيد. شما بسيار بسيار محتاط و بى نهايت ملاحظه كار به نظر مى رسيد. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زياد در جمع بار ديگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و براساس تحريك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. ديگران مى دانند شما هميشه تمام جوانب كارها را مى سنجيد و سپس تصميم مى گيريد. 

 


* و اگر كمتر از ۲۱ امتياز داشتيد:

  ديگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه هميشه سايرين به عوض او فكر مى كنند، برايش تصميم مى گيرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمايل به درگيرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد ديگر را ندارد!

 

 



موضوعات مرتبط: تست خودشناسی

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/27 | 14:26 | نویسنده : بهار |
گروه خونی AB

افرادی كه دارای این نوع گروه خونی هستند: رومانتیک و احساساتی هستند و به شدت فعالند. در تجزیه و تحلیل مسائل بسیار ماهرند. در نقد موضوعات مختلف بسیار منصف‌اند. درموقع لزوم نمی‌توانند سریع تصمیم بگیرند. برای سخت کار کردن و صبور بودن باید سعی کنند. درباره‌ی گذشته بسیار حساسند و از قدرت فهم بلایی برخوردارند. چندان مسئولیت پذیر نیستند. خونسردند اما در برخورد با مسائل غیرمنتظره خیلی زود نگران می‌شوند. حالات روحی آنها خیلی سریع تغییر می‌کند.

گروه خونیB

افرادی كه دارای این نوع گروه خونی هستند: براحتی از دیگران دستور نمی‌گیرند. سریع تصمیم‌گیری می‌کنند، قابل انعطافند و چندان به قوانین اهمیت نمی‌دهند. به مسائل علمی و اکتشافات علاقه فراوانی دارند. چندان صبور به نظر نمی‌رسند و از کارهای رقابتی خوشان نمی‌آید. معقول و خونسردند و درعین بامزگی، بسیار خجول هستند. از بیان ایده‌های جدید نمی‌هراسند. از مورد انتقاد قرار گرفتن ترسی ندارند. از انجام کاری به مدت طولانی خسته و دلزده نمی‌شوند.

گروه خونیA

افرادی كه دارای این نوع گروه خونی هستند: محتاط در تصمیم‌گیری، بدبین و بسیار حساس هستند و مایلند مسائل را به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنند. به قوانین و استانداردهای اجتماعی بسیار اهمیت می‌دهند. از تحمل و صبر بالایی برای انجام کارهای فیزیکی و رقابتی برخوردارند. به آینده بسیار بدبینند و براحتی می‌توانند ظاهر آرامی از خودشان نشان دهند، حتی اگر عصبانی باشند. به نظرات دیگران بسیار اهمیت می‌دهند. اگر قلبشان بشکند، به سختی التیام می‌یابد.

گروه خونی O

افرادی كه دارای این نوع گروه خونی هستند: صادق، خوشبین و پرانرژی هستند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. برای رسیدن به هدف قدرت و تحمل خوبی دارند. اگر در میانه راه به بیهوده بودن کاری که در حال انجامش هستند پی‌ببرند، خیلی راحت آنرا رها می‌کنند. درباره‌ی گذشته مثبت اندیشند، لذا چندان افسوس گذشته را نمی‌خورند. به مسائل مادی اهمیت می‌دهند. آرام و باثباتند و در برابر صداقت بسیار حساسند. رک و صریح نظراتشان را بیان می‌کنند.


موضوعات مرتبط: خبرهای جدید علمی

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/27 | 14:18 | نویسنده : بهار |
طلب طنزی از جواب دادن دانش آموزان به سوالات امتحانی

این هم مطالب جدید و خواندنی از فیزیک1


(برگرفته از برگه های امتحانی دانش آموزان اندیشمند)

در ورقه امتحانی فیزیک 1 خرداد 85 بعضی دانش آموزان اینطور به سوالات پاسخ دادند.

هدف از ارائه این قسمت مشاهده پاسخ های جالبی است که دانش آموزان در ورقه های امتحانی خود مینوسند .تا شما دانش آموزان عزیز در کلاس

اول در مواجهه با چنین، سوالاتی چنین جوابهایی ندهید.

تمام نوشته زیر عینا کلماتی است که در برگه های دانش آموزان دیده شده است .

در آینده اگر امکانی باشد نوشته های دانش آموزان را اسکن

خواهیم کرد .


1 - تعادل گرمایی را تعریف کنید؟

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 1:

تعادل گرمایی یعنی اینکه در مواقعی که به جسمی گرما دهیم ،تا مقداری که آن جسم خراب یا زوب نشود میتوان گفت تعادل گرمایی دارد.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 2:

تعادل گرمایی به اجسامی گفته میشود که در آن گرما به سرما و برعکس سرما به گرما تبدیل شود.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 3:

تعادل گرمایی بین زمین و خورشید را تعادل گرمایی می گویند.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 4:

گرما نه خود بخود بوجود می آید و نه خود بخود از بین میرود که به این عمل تعادل گرمایی می گویند.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 5:

تعادل گرمایی وقتی صورت می گیرد که یک پدیده را گرمایی کرده باشد . و تعادل ایجاد شود و باع گرمایی یک محیط میشود و به خاطر هما هست که به

آن میگویند تعادل گرمایی.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 6:

انرزی که باعث صرف شدن گرما می شود.

2- آزمایشی طراحی کنید که به وسیله آن بتوان نیروی بین بارها ی هم نام را نشان داد.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 1:

وقتی که دو آهن روبان هم نام را در کنار هم قرار میدهیم آن همدیگر را میرانند ووقتی دو آهن روبان نا هم نام را در کنار هم قرار دهیم همدیگر را می

ربایند.مانند قطب نما

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 2:

مثلا یک فنر داریم وقتی دو سر فنر را بکشیم نیروی جاذبه بین دو سر فنر بار های همنام دارند.

3 - قوانین باز تاب نور را بنویسید .

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموز شماره 1:

هر گاه نور به زاویه بازتاب بتابد آن زاویه تشکیل نور را می دهد و می توان از قانون باز تاب نور پیروی کرد.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 2:

بازتاب نور تابشی است که بازتاب میشود و وقتی که نور بازتاب میشود پدیده را ایجاد می کند و نور و ماده شفاف و

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 3:

آینه یا مقعر باشد یا محدب باشد . شی را به خوبی نشان دهد . تصویر حقیقی باشد .



4 - پدیده سراب را به اختصار توضیح دهید.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 1:

وقتی پرتو های نور با زمین برخورد میکنند و به چشم ما بازتاب میکند باعث می شود نور بازتاب شده شکسته شود و با چشم ما برخورد کند باعث

میشود پدیده سراب بوجود آید.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 2:

وقتی ما در یک بیابان هستیم و تشنه هستیم و چشم ما اطراف را نگاه می کندو فکر می کند که آب است ولی این طور نیست این پدیده که چشم ما

اشتباه ببیند را پدیده سراب می گویند و ما ممکن است 2 و3 بار این کار را بکنیم و تند تند فکر کنیم دور تر از ما سراب است.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 3:

وقتی که از لایه های سطح زمین دور میشویم هوا رقیق تر میشود اگر خورشید از لایه علیظ وارد رقیق شود دور و اگر رقیق وارد غلیظ شود نزدیکپ

پدیده سراب می گویند.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 4:

به پدیده ای گفته میشود که اجسام را واضح وبهتر نشان می دهد.

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 5:

سراب یک ماده است که در آندازه های مختلف استفاده میشود . سراب را معمولا برای چشم به کار میرود مردمک چشم و شبکیه چشم



5 - ماهی که در عمق 15 متری سطح آب دیده می شود در چه عمقی شنا می کند.

n= 4/3

پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموز:

شاید در دو برابر از سطحی که دیده میشود،یا پایین تر.

6 - توضیح دهید :

اگر ضریب شکست شیشه قرمز 1/2 و ضریب شکست شیشه شبز 1/3 باشد با دلیل توضیح دهید در کدام شیشه

سرعت نور بیشتر است؟


پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 1:

اگر ضریب شکست را بخواهیم به دست بیاوریم 1/3 بیشتر است به دلیل این سرعت نور در شیشه سبز بیشتر است و میتواند جریان برق را به خوبی از خود عبور دهد.


پاسخ جالب و خواندنی از دانش آموزشماره 2:

به پرتوی نوری که در یک دقیقه می گذرد و نیز برای یک پرتوی نور ی که ضریب شکست پرتو آن است را تطابق آن شکل و نور را می نامند



موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (:

تاريخ : سه شنبه 1389/05/26 | 23:8 | نویسنده : بهار |
پسرک با وجودی که فقیر بود ، از راه دست فروشی امرار معاش می کرد تا بتواند برای ادامه ی تحصیل خود پول جمع کند. آخر شب فرا رسیده بود و او هیچ نفروخته بود و به شدت گرسنه بود و نمی دانست چگونه خود را سیر کند. فشار گرسنگی او را بی طاقت کرده بود نا چار زنگ مغازه ای را زد و منتظر ماند تا با اندک پولی که برایش مانده ، تکه نانی بخرد . ولی همین که صاحب مغازه در را باز کرد پسر از روی دسپاچگی گفت : ببخشید خانم ، آب دارید ؟ زن جوان فهمید پسرک گرسنه است ، داخل مغازه رفت و یک لیوان شیر گرم برایش آورد. پسر از روی گرسنگی فوراً شیر را تا ته سر کشید و بعد با خجالت دست در جیبش کرد و گفت : خانم پولش چقدر می شود ؟ زن جوان دستی بر سر پسرک کشید لبخندی زد و گفت : (خداوند به ما دستور داده بابت محبتی که می کنیم پول در خواست نکنیم.) پسرک تشکر کرد و رفت . اما این خاطره هیچ گاه از ذهنش پاک نشد. سالها گدشت و آن پسر برای ادامه تحصیل به پایتخت رفت و توانست در دانشگاه و در رسته پزشکی قبول شود و چند سال بعد مشهورترین متخصص پایتخت شد. یک روز او در اتاق خود نشسته بود ، از بخش اورژانس با او تماس گرفتند و در خواست کمک کردند. او به محض رو برو شدن بیمار او را شناخت و فوراً دستور داد او را بستری و اتاق عمل را آماده سازند. طی بیست و چهار ساعت او چند عمل حیاتی بر روی قلب پیر زن انجام داد و او را از مرگ حتمی نجات داد. روزی که زمان ترک بیمارستان فرا رسید و پاکت صورت حساب را مقابل پیرزن قرار دادند او ناراحت بود. چون او سالها تمام پولش را خرج بیماری خود کرده بود و دیگر پولی نداشت اما وقتی پاکت را باز کرد ، با کمال حیرت صورت حساب را خواند که نوشته شده بود : (خداوند به ما دستور داده بابت محبتی که می کنیم پول در خواست نکنیم.)


موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده

تاريخ : سه شنبه 1389/05/26 | 23:7 | نویسنده : بهار |
* علی دائی: خیلی ببخشید...عذر می خوام شما به این می گید فوتبال؟! نه عزیزم... ببخشید ...خیلی عذر می خوام، ما نباختیم، سوئیس بُرد، به کسی هم ربطی نداره!

* فیروز کریمی: من امروز کت شانسم رو نپوشیدم، مربی سوئیس هم اسمش هیتسفیلده، میتسفیلده، این اصالتاً بچه محل ماست، با هم تیله بازی می کردیم تو بچگی، قبل از بازی گفت فیروز روت رو کم می کنم، بهش گفتم برو جلو بوق بزن! ولی به جاش دنده عقب اومد از رو ما رد شد باختیم، به نظرم باید فیفا ایشون رو بفرسته کلاس راهنمایی رانندگی! من حیث المجموع ما باختیم!

* غلامحسین پیروانی: بضاعت تیم ما در همین حده، بودجه نداریم، امکانات نداریم، مهرزاد معدنچی نداریم، تیم جوونه، من خواستم علیزاده رو بکنم تو، دیدم اصلاً تو لیست 18 نفره نیست! اما خدا وکیلی سوئیس هم خوب بازی کرد، ما هم می تونستیم ببریم، اونا هم می تونستن ببرن که بُردن، مبارکشون باشه! شاعر در این مورد می گوید: سعدیا مرد نفوذ دار نمیرد هرگز مُرده آن است که حرفش به ریالی نخرند!

* افشین قطبی: ما محشر بودیم، با قلب شیر اومدیم تو زمین، چهار دقیقه بین المللی بازی کردیم. وقتی تورس از داگ هوس اومد بیرون من فکر می کردم می تونه نتیجه رو چینج کنه ولی نشد، من داشتم کریزی می شدم، شما چی بهش می گین؟ اوه! بله! دیوونه دیوونه! دیوونه شو، دیوونه!!

* اکبر میثاقیان: چیزی نمی گفت، به جایش با بطری آب معدنی کاسیاس و پیکه را توی زمین دنبال می کرد که کتکشان بزند و شوک وارد کند برای بازی های بعد!

* امیر قلعه نوئی: پازل تاکتیکی ما خوب بود، در نیمه دوم روی ساختار دفاعی کار کردم و کل یوم تیم را 360 درجه تغییر دادم بینی بین اللهی آنالیزرامون بازی اونا رو قبلاً آنالیزور کرده بودن، ولی اونا رو یه حمله نصفه نیمه گل زدن، فوتبال همینه دیگه! البته یه دستایی تو کار بود که ما شکست بخوریم ولی من همه رو واگذار می کنم به اون بالایی که جای حق نشسته!



موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (:

تاريخ : سه شنبه 1389/05/26 | 23:4 | نویسنده : بهار |
تعمير و نگهداري از كاخ سفيد بصورت يك مناقصه مطرح شد.
يك پيمانكار
آمريكايي، يك مكزيكي و يك ايراني
در اين مناقصه شركت كردند.

پيمانكار آمريكايي پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 900 دلار اعلام كرد.
مسؤل كاخ سفيد دليل قيمت گذاري اش را پرسيد و وي در پاسخ گفت:
400 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 400 دلار بابت هزينه هاي كارگران و ... + 100 دلار استفاده بنده.

پيمانكار مكزيكي هم پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 700 دلار اعلام كرد.
300 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 300 دلار بابت هزينه هاي كارگران و ... + 100 دلار استفاده بنده.
..
..
..
..
..
..
..
..
..
اما نوبت به پيمانكار ايراني كه رسيد بدون محاسبه و بازديد از محل به سمت مسؤل كاح سفيد رفت
و در گوشش گفت: قيمت پيشنهادي من 2700 دلار است!!!
مسؤل كاخ سفيد با عصبانيت گفت: تو ديوانه شدي، چرا 2700 دلار؟!!!!!
پيمانكار ايراني در كمال خونسردي در گوشش گفت: آرام باش ...
..
1000 دلار براي تو ...... و 1000 براي من ....... و انجام كار هم با پيمانكار مكزيكي.
و پيمانكار ايراني در مناقصه پيروز شد !!!!


موضوعات مرتبط: داستان های باحال و خنده دار

تاريخ : سه شنبه 1389/05/26 | 22:56 | نویسنده : بهار |
دعاي خانم ها: خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم، صبر بده تا تحملش كنم، اما قدرت نده كه ميزنم لهش ميكنما!

مامانه به بچه هه ميگه ميدونم شيطون گولت زد موهاي خواهرتو کشيدي. بچه هه ميگه آره ولي لگدي که زدم تو شيکمش ابتکار خودم بود!

یارو تو جاده داشته رانندگي ميکرده، يهو ميبينه يه کاميون داره از روبروش مياد، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نميگيره، رفيقشو صدا ميکنه ميگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين!

به یارو ميگن سفره حج چطور بود؟ ميگه عالي، خيابوناش تميز، برجاش بلند، ماشينا همه آخرين مدل، يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من دیگه نرفتم!

یارو با گوسفنداش دعواش ميشه، واسه چرا ميبردشون چمن مصنوعي!

یارو ميره از اين ماشينا ميخره که فرمونش سمت راسته. بهش ميگن حالا ازش راضي هستي؟ ميگه: راضي که هستم، فقط هر وقت تف ميکنم ميخوره تو صورت زنم!

به آدامس میگن آرزوت چیه؟ میگه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم!

یارو داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، تو چرا كمك مي‌خواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت ميكنم!

به یارو ميگن: از مسافرت چي آوردي؟ ترکه ميگه: تشريف!

یارو با نامزدش میره کافی شاپ، گارسون میاد میگه چی میل دارید براتون بیارم؟ دختره میگه: ۲ تا کافه گلاسه لطفاً. یارو هول میشه میگه: ۲ تا هم واسه من بیارین!

یارو ميره عيادت يکي از دوستاش، وقتي ميخواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن ميگه: اين دفعه مثل دفعه قبل نکنيد، که مريضتون مُرد و منو خبر نکرديدها!

یارو راديولوژيست بوده، به مريض ميگه: تو عکستون يک شکستگي بزرگ در دنده راستتون ديدم، اما اصلاً نگران نباشيد خودم با فتوشاب درستش کردم!

از طرف وزارت بهداشت میان سرکشي گاوداري، به یارو میگن: شما به گاواتون چي ميدين؟ میگه: کاه! خلاصه جریمش میکنن. چند وقت بعد دوباره میان همون سوال رو میکنن، یارو میگه: بهشون چلوکباب میدیم! دوباره جریمش میکنن. چند وقت بعد میان دوباره همون سوال رو میکنن، یارو میگه: والا ما به گاوامون پول تو جیبی میدیم، هرچی دلشون میخواد بخرن بخورن!

یارو به رفيقش ميگه: من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه: ببرش باغ وحش. فردا رفقيش میبینتش، ميگه برديش؟ یارو ميگه: آره، تازه امشب هم ميخوام ببرمش سينما!

به

یارو ميگن يه جمله بساز که توش آب باشه. ميگه: لوله!

یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه. اصفهانیه التماس کنان میگه: آقا تو رو خدا یقمو ول کن گوشمو بگیر، آخه یقم پاره میشه!

يه روز يه یارو داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته، بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري؟ ميگه آخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم. بعداً وقتي ميخواسته پايين بياد باز ميبينن داره دنده عقب مياد. ميگن الان چرا دنده عقب مياي؟ ميگه آخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم!

یارو ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. یارو ميگه: ولي من خوندم شد!

يه دکتر اصفهاني زنش ميميره، روي سنگ قبرش مينويسه: آرمگاه زري همسر دکتر رحیمی مختصص زنان و زايمان، مطب خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي 21 شب!

یارو ميره مانور از هواپيما مي پره چترش باز نمي شه. ميگه خدا رحم کرد مانور بود!

یارو اسم نويسي ميكنه واسه موبايل، ميگه: خدا كنه نوكيا در بياد!



موضوعات مرتبط: اس ام اس خیلی باحال و خنده دار

تاريخ : سه شنبه 1389/05/26 | 22:54 | نویسنده : بهار |

در اروپا اگر بچه يك خانواده در يك مهماني گلدان 1500 دلاري صاحبخانه را بشكند ؛ صاحبخانه خيلي راحت 1500 دلار را از مهمان بيچاره مي گيرد ولي اگر در ايران اين اتفاق بيافتاد صاحب خانه بايد 1500 دلار به مهمان بدهد تا بچه را از شكستن بقيه ي گلدانها منصرف كند ...

در ايران اگر كسي كادو ندهد خسيس است ؛
اگر كسي كادو ارزان بدهد خسيس است ؛
اگر كسي كادو كوچك بدهد خسيس است ؛
اگر كسي كادو بزرگ بدهد مي خواهد پز بدهد ؛
اگر كسي كادو گران بدهد ولخرج است ...
اما در اروپا مهم نيست كسي كادو بدهد يا ندهد ...

دراتوبوسهاي ايران اگر كسي كتاب بخواند ؛ بچه مثبت است ...
اگر كسي آهنگ گوش كند بچه منفي است ...
اگر كسي با تسبيح بازي كند ؛ بسيجي است ...
اگر كسي سيگار بكشد ؛ خلافكار است ...
اما دراتوبوسهاي اروپا كسي به كسي دقت نمي كند ...

در اروپا اگر صاحبخانه از مهمان بدش بيايد ؛ صاحبخانه به راحتي مهمان را از خانه بيرون مي كند
اما
در ايران اگر صاحبخانه از مهمان بدش بيايد ؛ صاحبخانه به راحتي از خانه بيرون مي رود

در ايران اگر پسري به دختري فكر كند ؛ عيب است ...
اگر پسري به پسري فكر كند ؛ عيب است ...
اگر دختري به پسري فكر كند ؛ عيب است ...
اگر دختري به دختري فكركند ؛ عيب است ...
اما در اروپا اصلاً فكر نمي كنند ...



موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (:

تاريخ : سه شنبه 1389/05/26 | 22:52 | نویسنده : بهار |
(در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری...
مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

(در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: استقلال همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه
استقلالی ابکشه!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.


موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (:

تاريخ : سه شنبه 1389/05/26 | 22:49 | نویسنده : بهار |
(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد!دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)
شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.
(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)



موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (:

تاريخ : سه شنبه 1389/05/26 | 22:47 | نویسنده : بهار |

در زمان ها ی گذشته، پادشاهی تخته سنگی را در وسط راه قرار داد و برای این که عكس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد.

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ گذشتند.

بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد.

حاکم این شهرعجب مرد بی عرضه ایست و ...

با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت.

نزدیك غروب، یك روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیك سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود، کیسه را باز کرد و داخل آن سكه های طلا و یك یادداشت پیدا کرد.

پادشاه در آن یادداشت نوشته بود:

 

"هر سد و مانعی می تواند یك شانس برای تغییر زندگی انسان باشد



موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده

تاريخ : شنبه 1389/05/23 | 15:57 | نویسنده : بهار |
پدر عزيزم،


با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم

فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات

واقعي رو با سارا پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو

نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور

سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست،

پدر. اون حامله است. سارا به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک

تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم

براي داشتن تعداد زيادي بچه. سارا چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که

ماريجوانا واقعا به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي

تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و

اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز

پيدا کنه، و سارا بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و

مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم،

اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.

با عشق،
پسرت،
علی

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه مهدی فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن



موضوعات مرتبط: داستان های باحال و خنده دار

تاريخ : شنبه 1389/05/23 | 15:37 | نویسنده : بهار |

 

تو این تصویر چندتا حیوون میبینید؟؟باید۲۵تا بشه



موضوعات مرتبط: معما

تاريخ : پنجشنبه 1389/05/21 | 22:44 | نویسنده : بهار |


موضوعات مرتبط: معما

تاريخ : پنجشنبه 1389/05/21 | 18:48 | نویسنده : بهار |
 

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد.ا  ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.

 

 

این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند.

حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟

 

اگر نتوانستید حل کنید به جواب آن در زیر مراجعه کنید.

 

00000000

 

0000000

 

000000

 

00000

 

0000

 

000

 

00

 

0

 

 

 

جواب:

یکی از کلید ها را روشن کنید و یکی دو دقیقه بعد آنرا خاموش نمایید. حالا کلید دیگری را روشن کنید و به اتاق چراغها بروید. چراغی که روشن است مربوط است به کلید دوم. دو چراغ دیگر را لمس کنید، آنکه گرم است مربوط است به کلید اول و البته آنکه سرد است مربوط است به کلید سوم است.

 

اگر شما نتوانستید این معما را حل کنید یقینا به این دلیل بوده است که به فیزیک معما که همانا حرارت تولید شده در چراغها است توجه نداشتید و فکر خود را متمرکز بر تناظر چراغها و کلیدها نمودید، راه حلی که هرگز شما را به جواب نخواهد رساند.

 

 

توان چراغها هم هیچ ربطی به حل معما ندارد و فقط برای گمراه کردن شما در معما گنجانده شده است



موضوعات مرتبط: معما

تاريخ : پنجشنبه 1389/05/21 | 18:31 | نویسنده : بهار |
 

بیوگرافی زد بازی

زدبازی اسم گروهیه که با آهنگهایی که چند سال پیش داد واقعا ترکوند  .این گروه خوب کشورمون الان تو لندن زندگی می کنند و درس میخونند  ابتدا دوست نداشتند که عکسی ازشون پخش بشه و مصاحبه ای هم نداشتنو ولی بلاخاره راضی شدند .

 
:: سبک آهنگها ::

سبک آهنگهاشون هیپ هاپ ولی یه کم تند تره میشه گفت خودش سبک جدیدیه !!!

 
:: اعضای گروه ::

 
اعضای این گروه 3 نفر هستند :

1 : سهراب ام جی

2 :  مهراد هیدن

3 : سامان ویلسون

جالبه بدونین سیاوش سیجل و علیرضا جی جی و نسیم عضو این گروه نیستن و کلا هدف جدایی دارند فقط تو بعضی آهنگها باهاشون می خونن .

 
:: اولین آخرین و بهترین آهنگ ::

اولین آهنگاشون مهمونی و کل کل و .... بود و بی حس و تابستون کوتاهه آخرین آهنگاشونه .

به گفته ی خیلی ها و نطر سنجی های به عمل آمده تابستون کوتاهه به عنوان بهترین ترکی که تا حالا از این گروه اومده شناخته شده.


:: کنسرت ؟ ::

 
این گروه با جسارت تمام اولین کنسرت خود رو (شاید اولین کنسرت رپ فارس ) رو 4 سال پیش در لندن داد با این که استقبال آنچنانی صورت نگرفت ولی حرکت بزرگی در رپ فارسی بود . بعد از اون چند کنسرت تو آمستردام و دوباره یکی از کافه های لندن و اخیرا دوبی داشتند که کنسرت دوبی به گفته خود سیاوش سیجل فقط حدود 2000 تا بلیط فروختند که 100 % خیلی بیشتر از این حرفها هم رفته !!!

 

:: دشمن ها ::

همونطور که میدونین یا نمیدونین زدبازی و صامت دو قطب اصلی رپ هستند که میشه گفت بکس زدبازی اینان :هیدن . ام جی . ویلی . سیجل. جی جی . نسیم . و حتی عرفان !!! و بکس صامت : هیچکس و پیشرو و قاف و ریویل و ........

با دیسی که رضا پیشرو به زدبازی داد کل کل بین این دو گروه شروع شد ولی زدبازی هنوز جوابی به پیشرو نداده طبق شنیده های من ترکی از آلبوم جدید زدبازی به نام چاقالا دیس صامته !!!

 
:: مشخصات بچه ها ::


* هیدن پسری با ادب ( تو اهنگها زیاد فحش نمیده )

 متولد : تهران

قد : 165 سانتی متر

وزن : 65 کیلو گرم

رنگ مورد علاقه : نیلی

نوشیدنی مورد علاقه : قهوه

چیز هایی که دوست داره : پول . دختر .آهنگ. زمین.درختان. فضا . ورزش ( کنگ فو و آی کیدو )


ویلسون :یه جورایی رییس گروه !

 متولد : تهران

قد : 174 سانتی متر

 وزن :79 کیلو گرم

 رنگ مورد علاقه: آبی اسمانی

 نوشیدنی مورد علاقه : مشروب

 غذای مورد علاقه : سوشی

 چیز های مورد علاقه :تهران. افتاب دریا .فیلم .دختر.دریا.پلی استیشن

 

ام جی : اول بگم مخفف مستر جوینت _سلطان دود_بسیار با مزه

 متولد : تهران

قد 180 سانتی متر

وزن 67 کیلو گرم

رنگ مورد علاقه : قرمز

نوشیدنی مورد علاقه : رد بول

 چیز های مورد علاقه : دوست . آمستردام.غذا.برف.موزیک.تلوزیون.آشپزی.صحبت کردن.سالاد . ایران .کوکایین.جکوزی.پلی استیشن

 

:: الان چیکار می کنن؟ ::

الان بچه ها شایعه پشتشون بسیــــــــــــــــار زیاده   

* شایعه شده بود که از رپ خداحافظی کردن

* شایعه شد هیدن از گروه جدا شده

* شایعه شد که حتی کشته شدن !!!!

ولی طبق آخرین خبری که من دارم متاسفانه سامان رو ماموران نیروی انتظامی بازداشت کردند و برا همین بچه ها گفتند که رپ رو کنار گذاشتند که شاید سامان رو ول کنند  و این ترفند جواب داد !!!1 الان بچه ها تو دبی هستند و یه کنسرت مشتی دادند و به زودی البومشون رو که همه ی کارهاش آمادس و یه اسپانسر قوی داره میفروشن و خوب به طبع تو نت هم پخش میشه و رپ فارس جهانی میشه !!!

 

:: دیگه چی ؟ ::

دیگه چیز خاصی به ذهنم نمیرسه جز سلامتی رهبر راستی اینم بگم که هیچکدوم: ام جی هیدن و ویلسون طرفدار هیچ تیم خاصی نیستند و اصلا فوتبال نگاه نمی کنند



موضوعات مرتبط: بیوگرافی خوانندگان+عکس

تاريخ : پنجشنبه 1389/05/21 | 15:34 | نویسنده : بهار |
 

اهدای جایزه به زشت‌ترین سگ دنیا
این سگ در پانزدهمین دوره مسابقات سالانه زشت‌ترین سگ که در کالیفرنیا برگزار می‌شود ، جایزه این بخش را به خود اختصاص داد



موضوعات مرتبط: خبرهای جدید علمی

تاريخ : سه شنبه 1389/05/19 | 23:10 | نویسنده : بهار |

 

از وقتي كه تهي اومد من عاشقش شدم.همه حالا ميخندن بهم ميگن از روزي كه اون جوجه بود و كسي محلش نميزاشت تا حالا كه داره ميتركونه طرفدارش بودي.به تو ميگن طرفدار پروپا قرص

سید حسین موسوی

ملقب به: حسین تهی

سبك موسيقي:رپ فارسي

متولد۶ بهمن ۱۳۶۴

غذاي مورد علاقه:قورمه سبزي

رنگ مورد علاقه:مشكي و سبز

بر اساس علاقه برای موسیقی رپ او کار خود را در حال حاضر در پانزده سالگی آغاز کرد و بالاخره 2 سال بعد، در سال ۲۰۰۲ او کار حرفه‌ای خود را به عنوان هنرمند رپ آغاز کرد.

تهي گفته كه دليل گزاشتن اسم تهي رو خودم اين بوده كه من توي دوران تحصيلم با وجود معلم خصوصي رياضي هيچي ازش ياد نگرفتم بغير از مجموعه ي تهي.واسه همين لقبمو تهي گزاشتم كه هم خاطرس هم نشون دهنده ي خالي بودن از زشتي و...هستش!


تهی از سال ۲۰۰۰ تا به حال تعداد قابل توجهی از ۴۰ آهنگ با انواع موضوعات از قبیل اشعار عاشقانه، مذهبی و آهنگ های مربوط به جامعه ارائه کرده است.

او شهرت خود را با آهنگ رقص اندام و کلید پیدا کرد و آهنگ مورد علاقهٔ خودش آهنگ بغض است.

هدف اصلی وی از خوانندگی گسترش رپ فارسی و انسجام میان ایرانیان است.

اشعار او از تنوع زیادی برخوردار است.

همکاری ها

او در ترانهٓ "گیر می‌دادی" و "آهای خانوم خوشگله" با افشین همکاری داشت.

او همچنین در ترانهٔ "گیر می‌دادی" و "فاز بد" با امیر تتلو همکاری کرده است.

و در آهنگی به نام گل ناز با فریدون همکاری کرده است

 

 

 



موضوعات مرتبط: بیوگرافی خوانندگان+عکس

تاريخ : سه شنبه 1389/05/19 | 13:58 | نویسنده : بهار |
 
تتلو با دافش
 
 
امير تتلو طبق گفته خودش با هيچ جا مصاحبه معتبري نکرده . اين مطالبي هم که تو وبلاگ هاي ديگس

در حد سوال و جواب بوده و بعضي هاشم دروغ محضه . حالا اين آمار ريز رو از خودش داشته باشين :

نام : امير حسين
فاميل : ....... لقب : تتلو
تاريخ تولد : ۳۰/۶/۱۳۶۲

امير يک ساله که رپو شروع کرده ، اولين آهنگش واقيعت و آخريش هم تا الان راز امير که راز عشقشه و جريان گربه صفت . در حال حاضر هم دنبال کارهاي کليپ چشمام نديد با پيشرو و فلاکت و آهنگ راز امير هست . به زودي رپ رو ميزاره کنار ولي نميگه کي . امير 6 ماه تو دوبي زير نظر شاهرخ سالار سولفژ کار کرده . آهنگساز و تنظيم کننده و استادش محسن صادقي هستش . تو استوديو اوج مهر ضبط ميکنه . از رپرها کار پيشرو ، تيغه ، تهي ، زدبازي ، اردلان و فلاکت رو فقط دوست داره .
البته اردلان رپر خودشه يعني خودش درستش کرده و به زودي هم ميترکونه . معني تتلو هم فقط به خودش ربط داره .



موضوعات مرتبط: بیوگرافی خوانندگان+عکس

تاريخ : سه شنبه 1389/05/19 | 13:38 | نویسنده : بهار |

 

 

 

نام:رضا

نام خانوادگی:ناصري آزاد

متولد:بهمن 1364

لقب:پیشرو

ساکن تهران

رضا نظری یا همون رضا پیشرو از سال80شروع به رپ خواندن می کنه وکارش رو با لقب3pacشروع می کنه.

 خیلی از سایت های مزخرف برای جمع کردن افراد وجالب کردن مطالب خیلی بلف می زنن ودروغ می نویسند که رضا چه جوری متولد شده  که نمی دونم چی باید اسمشون گذاشت رضا هم مثل همه از پدر ومادرش متولد شده پس به شایعه ی وچرندیات توجه نکنید....پدررضا خیلی زود فوت می کنه و رضا اصلا اون رو یادش نمیاد .رضا تو ۲ سالگی مادرش با مردی ازدواج میکنه که پسری که به دنیا میاد علی داداش کوچیک رضا و ناتنیش میشه.

رضا تا ۱۰ سالگی با مامانش و بابای ناتنیشو علی داداش کوچترش تو هفت حوض نارمک زندگی میکردن تا وقتی که بابای ناتنیش به خاطر سرطان خون سال ۷۶ از دنیا میره که مامانش مجبور میشه خونه رو بفروشه و به نظام آباد منتقل کنه.سال بعدش به خاطر فوت پدر خونه رضا ترک تحصیل میکنه و میره تو بازار برای کار.

سال ۷۹ هم علی به دنبال رضا درسو ول میکنه و میره کلاس های آرایشگری که شاید بتونه به کمک عموش بره دبی آرایشگر بشه.رضا سال ۸۰ با کارای زیرزمینی رپ آشنا میشه و کم کم خوشش میاد ومیره دنبال کسایی که دارن اینکارارو میکنن ( اون زمان فقط سروش تو گرگان هژیر و شایان تو تهران رپ میکردن و ابلیس چند ماهی بوده که تو مشهد ...) اول رضا میره سراغ شایان و هژیر که بتونه با کمک اونا آهنگ بخونه که شایان و هژیر قبول نمیکنن و رضا با ابلیس که تازه اومده بوده تهران آشنا میشه وبا اون یه ترک با کیفیت خیلی پایین و شعر خیلی ضعیف مشترکا بیرون میدن .

 سال ۸۱ رضا کنار میزنه از رپ و دوباره میره سر کار تا سال ۸۲ که دوباره سر یه کل کلایی با دوستاش وارد رپ میشه و شروع به کار جدی کردن میکنه.

سال ۸۳ یه ۶ تا ترک (با آهنگهای که از رپ خون های خارج بود ولی شعرش از خودش )بیرون می ده که فقط بین دوستاش پخش میکنه.( این ۶ تا ترک تو خونه با میکروفون عادی ضبط شده بود )

سال ۸۴ رضا موضوع های بهتری واسه خوندن گیر میاره و شروع به نوشتن شعرهای بهتر و قوی میکنه بعد از چند وقت با بچه های ۰۲۱ آشنا میشه و قاطی اینا میشه و چند تا آهنگ با شعرهای بهتر و برای اولین بار تو استادیو میخونه.ولی جایی پخش نمیکنه.درست در همون زمان امزیپر وزد بازی هم واردکار شدن.

آخرای سال ۸۴ رضا به فکر کارا و موضوع های نو و اسم جدید میشه و اول اسم رضا کینگ رو انتخاب میکنه ولی بعد از ۴ هفته که میبینه شعرهایی که نوشته قشنگ شده و داره یه تغییراتی تو کاراش میده با مشورت سروش هیچکس اسم پیشرو رو انتخاب میکنه. (وبقیه میگفتن با کارای ضعیف اسم 3pac اسم 2pac رو خراب مکنی)

تمام فروردین و اردیبهشت سال ۸۵ رو رضا شب تا صبح روی شعر و آهنگای جدید و موضوع های بهتر و وضبط کاراش کار میکنه و آلبومی ۱۰ ترک به نام واقعیت به بیرون میده که توش از هیچکس و تتلو و تهی و ابلیس کمک میگیره.

قبل از پخش کامل آلبوم به صورت دست به دست با پیشنهاد سروش اسم آلبوم به آلبوم ۰۲۱ تغییر میکنه و ۱۴ ترک میشه که سروش . تیغه و چند نفر دیگه رو واسه کارای این آلبوم معرفی میکنه که ۱ ترک از تیغه و ۳ ترک دیگه با حضور رضا و دوستاش ( مهدی قاتل - اس بی و .. ) به همراه این آلبوم بیرون میاد و کامل تو سطح تهران پخش میشه.

ولی رضا اسم آلبوم واقعیت رو از بین نمیبره و کارای جدیدشو به نام ترک هایی از اون آلبوم ( واقعیت ) بیرون میده.بعد از مدتی که با تتلو کارای آر اند بی و رپ بیرون دادن که سبک جدیدی بود و آهنگهای زود پخش شد شروع به دادن آهنگای جدید با همون اعضای آلبوم ۱۴ ترک ۰۲۱ شد که ۱۵ ترک دیگه هم به آلبومش اضافه کرد و آلبومش رو تمام کرد ولی به صورت یکه آلبوم رو بیرون نداد و تک تک آهنگهارو بیرون میداد که یکی از دلایل معروفیتش هم همین بود.

بالاخره تو آبان سال ۸۵ به فکر جمع کردن آلبومی جدید شد که به تازگی پخش شده و اسم آلبومم با کمک سروش هیچکس (جهنم ساکت) انتخاب شد.

آلبوم جدید رضا7ترک که یکیش به نام >>پدر <<که برای پدر واقعیش خوانده باهمراهی تتلو یکیش به نام هدیه که برای امید داداش کوچیکش خوانده و>> از همتون بیزارم <<برای کسای که وقتی خواست رپ بخونه محلش نذاشتن و >>دیوونه<< با کمک هیچ کس .و>> برای رپ <<با کمک تتلو.و >> برو جلو <<باز با همراهی هیچ کس وبالاخره جهنم ساکت.

فقط می تونم بگم نابرده رنج گنج میسر نمی شود....



موضوعات مرتبط: بیوگرافی خوانندگان+عکس

تاريخ : سه شنبه 1389/05/19 | 13:33 | نویسنده : بهار |
 

 
نام و نام خانوادگی : سروش لشکری                                                                   
لقب:هیچکس                                                                                                                    تاریخ تولد : 17 اردیبهشت 1364 
تاریخ شروع به خواندن : 1379 

 هيچ کس يکي از اولين رپ کن هاي ايران است. او 021 را براي معرفي رپ کن هاي تهراني در 5 سال پيش درست کرد. او از سه رقم کد تلفن شهر تهران براي اسم آن استفاده کرد و آن را تبديل به يک سمبل براي شهر تهران در رپ کرد. آهنگهاي اول هيچ کس به زبان انگليسي و درباره مشکلات اجتماعي در ايران بود. بعد از آن تصميم گرفت به زبان فارسي رپ کند زيرا بهتر مي توانست احساسات caخود را بيان کند، بعد از خواندن چند آهنگ هيچ کس شروع به تجربه کردن سبک هاي مختلف در رپ کرد.


او بیشتر از 40 آهنگ رو خوانده و در حال حاضر 1 آلبوم ( که اولین آلبوم رپ فارسی میشه ) به نام جنگل آسفالت رو آماده کرده که سبک و نوع جدیدی به رپ فارسی داد و باعث پایداری ، رپ فارسی در بین ایرانیان و محبوب شدن اینسبک در بین جوانان شد. همیشه سعی کرده کاری نو برای شنوندگان و طرفداران خود ارائه دهد. در حالی که هیچ وقت پشتوانه مالی نداشته است.

به نظر او این بزرگترین مشکل خوانندگان زیرزمینی است.با این حال او هیچ وقت رپ کردن را کنار نگذاشته و همیشه دنبال پیشرفت بوده است.

وقتی از هیچکس پرسیدیم چرا برای آلبوم خود اسم جنگل آسفالت را انتخاب کرده به ما جواب داد : شهر ما را به عنوان یک جنگل آسفالت میبیند و آلبوم جنگل آسفالت هم یک نمونه از چهره ی شهر من در باب شعر است.


هیچکس علاقه ی خاصی به بکار بردن ساز های ایرانی در آهنگ های خود است و معتقد است که ما چون در ایران هستیم باید اثرات خود را مطابق با فرهنگ ایرانی جمع کنیم.


در این میان مهدیار آقاجانی آهنگساز هیچکس نقش بسزایی دارد که با نواختن ساز های مختلف درون آهنگ هیچکس زیبایی دو چندان به کار میدهد. هیچکس بجز کارهای خودش به فکر دیگران هم هست !

بوجود آورنده ی تشکل صامت که یکی از قوی ترین تشکل های هیپ - هیپ فارسی هستش ، هیچکس میباشد که در این تشکل به خوانندگان دیگر هم کمک میکند و وظیفه ی سنگینی بدوش میکشد تا بهترین کارها را به شنوندگان معرفی کند.

تشکل صامت از آغاز سال 85 شروع بکار کرد و تا بحال ، اعضایی مانند پیشرو ، قاف ، ساتراپ ، نماینده ، روزبه قائم ، بیداد ، اشراق ، 7خط ، اژدر ، اوج ، قدر و .. را به عنوان اعضای اصلی معرفی کرده.
سروش هیچکس به آینده ی رپ فارسی خوشبین است و میگوید با کمک هم میتونیم سعی کنیم که رپ فارسی جهانی بشه و بتونه شهرت خاصی داشته باشه.

لشکری با وجود داشتن خانواده ای مذهبی برخلاف عقیده و میل خانواده خود با عنوان پدر رپ فارسی به کار خود ادامه می دهد و تا جایی پیش رفته که با چندین رسانه خارجی از جمله بی بی سی فارسی و صدای آمریکا به مصاحبه پرداخته است. سروش لشکری از نظر نسبت فامیلی رابطه ای نیز با آزاده خلبان، سرلشکر لشکری با سابقه ترین آزاده در بند اسارت نیروهای بعثی عراقی دارد تا از این نظر نیز منحصر به فرد باشد. لشکری با داشتن سودای میلیارد شدن به تازگی برنامه های خود را برای خروج از کشور و ادامه فعالیت خوانندگی خود در آنسوی آبها دنبال می کند اما نداشتن کارت پایان خدمت تا این لحظه مانع تحقق آرزوهایش شده است. بر اساس همین گزارش پدر سروش که به مرز 60 سالگی رسیده است شاید تنها دلیلی باشد که به معاف شدن وی از اعزام به خدمت سربازی و دریافت کارت پایان خدمت باشد

موضوعات مرتبط: بیوگرافی خوانندگان+عکس

تاريخ : سه شنبه 1389/05/19 | 13:27 | نویسنده : بهار |
مشترک گرامی حرکت زشت شما را دیدیم...
هیچکس تنها نیست. همراه اول

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

عمریست چشم به دیدار توام
جز به دیدار تو از این جهان نروم
...
...
عزرائیل من

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

چه کنم چرخ فلک کرده مرا از تو جدا
من چه جورابی بپوشم که دهد بوی تو را؟

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

 ><(((:> ><(((:> ><(((:> ماهی برات فرستادم تا بخوری و ببینی که چقدر مزه اش با علف فرق داره

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….  

 اگر دریچه قلبم رو باز کنی اینو می شنوی:
...
...
...
ای یار! اون در لعنتی رو ببند، سوز میاد

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

تو حوضی که ماهی نباشه قورباغه سالاره
...
...
...
چاکرتیم سالار

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

  هركسي تو را دوست داره 4 تا مريضي ميگيره : 1- فراموشي 2 ... 3 ... 4 ... 3 تاي ديگه را فرموش كردم بگم

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

امروز تعطیل است، گفتیم یادی از اموات كنیم... چطوری جنازه؟

 

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

 امشب تلفن رو اشغال نکن، یکی از دوستام عاشقت شده، شماره تو رو به زور ازم گرفت، امشب بهت زنگ می زنه.
...
...
ستاد شادسازی دختران ترشیده

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

   وقتی وارد دلم شدی احساس کردم آتش در وجودم شعله ور شد
...
...
ای فلفل

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

 وقنی پیر میشی ممکنه موهاتو از دست بدی یا دندونات بریزه ولی زیبایی هاتو هیچ وقت از دست نمی دی چون آدم چیزهایی که نداره هیچ وقت از دست نمی ده

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

  اگر تو با من باشی ... چراغ خونه ام باشی
...
...
اونقدر روشن خاموشت می کنم تا بسوزی

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

هفت راه برای اینکه زیباترین عروس سال شوید:
...
...
اعتماد به نفست منو کشته! فکر می کنی شوهر گیرت میاد، عروس می شی؟

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

 سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها...
اما هیچ راهی برای آدم كردن دخترها وجود نداره!

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

   زندگی مانند گیتاریست که گاهی نوای غمگین می نوازد و گاهی نوای شاد...
امیدوارم که گیتار زندگیت همواره بندری بنوازد

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

 یه بار میگی سرش پهنه،یه بار میگی درازه یه بار میگی از پشت اذیت میکنه، اصلا درش بیار یه کفش دیگه بپوش

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….

سلام مهسا جون سیزده کجا میرین؟ اگه میشه بیا با هم بریم. اخه پارسال با تو خیلی خوش گذشت . . . . . . . تو که میبینی اس ام اس مال تو نیست مرض داری تا اخر میخونیش؟؟

……….پيامك سركاري……اس ام اس سركاري……لطيفه و جوك……….



موضوعات مرتبط: اس ام اس ضدحال و سرکاری

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:35 | نویسنده : بهار |

اس ام اس سرکاری



موضوعات مرتبط: اس ام اس ضدحال و سرکاری
ادامه مطلب

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:34 | نویسنده : بهار |

اس ام اس سرکاری



موضوعات مرتبط: اس ام اس ضدحال و سرکاری
ادامه مطلب

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:33 | نویسنده : بهار |

اس ام اس سرکاری



موضوعات مرتبط: اس ام اس ضدحال و سرکاری
ادامه مطلب

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:32 | نویسنده : بهار |
   کاغذ سفيد را هر چه قدر هم که تميز و زيبا باشد کسي قاب نمي گيرد ، براي ماندگاري در ذهن ها بايد حرفي براي گفتن داشت

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد.بیچاره 2 بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نماشد... ولی ما هنوز صادق ترینیم

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هر کس بد ما به خلق گوید ما دیده به بد نمی خراشیم ما نیکی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه"

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هر وقت توی زندگی به یه در بزرگ رسیدی که روش یه قفل بزرگ بود نترس و نا امید نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش یه دیوار میذاشتن

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ايم از ما نرنجند

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   آدمها چه راحت با جابجايي يک نقطه از خدا جدا ميشوند

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   زندگی همچون چهار فصل است . پس پر توقعی است که بخواهیم همیشه بهار باشد و شکوفه ها هم شکوفا

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که .خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است .بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   برای انسان های بزرگ بن بست وجود ندارد.چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهی شد که امروز بدان فکر می کنی

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید، تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   با تخیلات می توان تا اوج آسمانها پرواز کرد ,اما نمی توان چیزی به دست آورد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   شيشه ها شکستنيست زندگي گذشتنيست اين فقط محبت است که هميشه ماندنيست

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   مشكل اساسی دنیای امروز اینست كه افراد نادان لبریز از اطمینان و اعتماد به نفس و افراد هوشمند پر از شك و تردید هستند

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   نماز وقت خداست انرا به ديگران ندهي

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................



موضوعات مرتبط: اس ام اس فلسفی

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:31 | نویسنده : بهار |
   خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   گاه آنكه ما را به حقيقت مي رساند ,خود از آن عاريست....زيرا تنها حقيقت است كه رهايي مي بخشد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   مهم اين نيست كه قشنگ باشي ، قشنگ اينه كه مهم باشي! حتي براي يك نفر

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   وقتی زندگی بخواهد كسی را فاسد كند آنجه را كه او آرزویش را دارد در اختیارش قرار می دهد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   ابر بارنده به دریا می گفت: گرنبارم تو کجا دریایی؟! در دلش خنده زنان دریا گفت: ابر بارنده تو خود هم از مایی

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   مرد بزرگ، كسي است كه در سينۀ‌خود ، قلبي كودكانه داشته باشد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   تنها بنائی که اگربلرزه در بیاید محکمترمیشود، دل انسان است

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   تنها موقعی حرف بزن كه ارزش سخنت بیش از سكوت كردن باشد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   عشق واقعا ضروریست به شرط آنكه عاری از خفت و خاری باشد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هيچوقت شخصيت خودت رو براي کسي تشريح نکن. چون کسي که تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره، و کسي که ازت بدش بياد باور نمي کنه

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند... اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................



موضوعات مرتبط: اس ام اس فلسفی

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:30 | نویسنده : بهار |

   زمانی كه كنار رودخانه بودم نگاهم به قله ی كوه بود به قله ی كوه كه رسیدم سراپا محو تماشای رود شدم

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   زن مانند شیشۀ ظزیف و شکستنی است . هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید . زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   گاهی فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   انسانهاي بي هدف مجبورند تمام عمر براي انسانهاي هدفمند کار کنند

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   يادها رفتند و ما هم ميرويم از يادها. کي بماند برگ کاهي در ميان بادها

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود، عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود، شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر، مهربانی حاکم کل مناطق می شود

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   سریع ترین راه دریافت عشق بخشیدن آن به دیگران است

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   گل اگر خشک شود ساقه اش مي ماند دوست اگر جدا شود خاطره اش مي ماند

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   آدما مثل كتابن از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   عده ي زيادي هستند كه منتظر خوشبختي

 هستند. اما غافل از اينكه قانون طبيعت برعكسه اينه. اين ”خوشبختيه“ كه منتظر ماست. زيرا ما خالق او هستيم

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   یادمان باشد خطوط قلبمان را زیاد اشغال نکنیم شاید خدا پشت خط باشد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   ارزش تو به اندازه آن چيزي است که به آن دل مي بندي پس مواظب باش که به کمتر از بي نهايت ، دلبند نشوی



تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:28 | نویسنده : بهار |

   دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   بيهوده متاز که مقصد خاک است

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   از زندگي لذت ببر چون آخر جاده زندگي يه تابلو هست كه روش نوشته دور زدن ممنوع 

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   زندگي مثل بازي حکمه!! مهم نيست که دست خوبي نداري مهم اينه که يار خوبي داشته باشي؛ اينطوري ‏شايد حتي بتوني بازي باخته رو ببري

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   زندگي صحنه ي يکتاي هنرمندي ماست، هر کسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود، صحنه پيوسته به جاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   آسمان می بارد, گل می میرد, تو نه آسمان باش نه گل, زمین باش تا آسمان بر تو ببارد و گل در تو بروید

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   بارون نباش كه با التماس خودت رو به شيشه بكوبي ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   در صفحه شطرنج زندگی همه ی مهره های من مات مهربانی تو شدند و من قلبم را به تو باختم

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکنی

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................

   خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا نکني مرا خدايي ديگر کجاست؟؟؟؟

....................................... پيام هاي مفيد........اس ام اس........پندآموز......................................



موضوعات مرتبط: اس ام اس فلسفی

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:27 | نویسنده : بهار |
شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

به علت نبود چرت و پرت براي ارسال , پيشاپيش سال نو را تبريک ميگوييم ستاد بي کاران ياهو مسنجر

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

خيال ميکردم عشق عروسکي است که ميتوان با آن بازي کرد ولي افسوس اکنون که معني عشق را درک کرده ام فهميده ام که خود عروسکي هستم بازيچه دست سرنوشت

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

يک مورچه و يک زرافه باهم ازدواج مي کنند شب عروسي مورچه گم مي شه بعد از يک هفته پيداش مي شه بعد زرافه بهش مي گه اين همه مدت کجا بودي مورچه مي گه :تو راه بودم که بيام بوست کنم

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

 آن زمان كه دستانم را لمس كردي...جاي انگشتانت بر شيشه قلبم حك شد.آن زمان كه در چشمانم خيره گشتي، تاريكي قلبم با روشنايي وجودت درخشش گرفت و گوشه گوشه پهناي اين صندوقچه را من خود با زبان خويش برايت خواندم. باور كن كه تمامي موجودي اين صندوقچه از آن توست

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

پشت میز قمار دلهره عجیبی داشتم برگی حکم داشتم و دیگر هر چه بود ضعیف بود و پایین ! بازی شروع شد حاکم او بود و من محکوم همه برگهایم رفتند و سر برگ بیش نماند برگی از جنس وفا رو کرد من بالاتر آمدم بازی در دست من افتاد عشق آمدم با حکم عشوه و ناز برید و حکم آمد از جنس چشم سیاهش زندگی حکم من پایین بود و باختم

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

 عرض سلام به بلندي بيل و به محكمي كلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرغون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي كمچه به وسعت بشكه به معرفت عمله به قدرت كارگر به ظرافت گچ كار به لطافت معمار به شجاعت صاحب كار به رشادت مهندس به صلابت جوش كار به محبت صافكار به رفاقت همكار

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

 زندگي زيباست زشتي‌هاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد... آنچه تقدير من و توست همان مي‌گذرد

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

 وقتي مي خواي برايت پيش خدادعاکنم نمي گويم هيچ وقت آسمان دلت ابري نشود.آخردلي که ابري نشودآسمانش قشنگ وتروتازه نمي شود.امادعامي کنم گاهي اوقات وبه اندازه ايي باراني شوي باراني بهاري که رعدوبرقهاي دهشتناک آنرادلهره آورنکند.باراني که بتوان زيرنم نم آن بدون چتربادوست خلوت کرد

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

 چه مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................

عزيزم ! هر کسي غير من بهت « ميگه دوست دارم »باور نکن ! آخه رويا تو تنها کسي هستي که مي پرستم . مريم من واقعا واست ميمرم . ميدوني چيه زهرا ؟ اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره ! خدا شاهده سيمين , شب ها از عشقت خواب ندارم . مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده ! هر چي بهش ميگم من غير از سپيده کسي رو نميخوام باورش نميشه ! تو بگو عاطفه جونم ! بايد چيکار کنم ؟

................ پيامهاي جالب........ offline yahoo.....آفلاين هاي ياهو مسنجر..................



تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:17 | نویسنده : بهار |
اس ام اس سرکاری



موضوعات مرتبط: اس ام اس ضدحال و سرکاری
ادامه مطلب

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 16:13 | نویسنده : بهار |

 

نام:اميررضا

فاميل:طاري

لقب:رضايا

رنگ مورد علاقه: مشكي

ماشين مورد علاقه: پرشیا ELX

وضعيت :مجرد

ساكن:تهران-يوسف آباد

 در زمستان 85 با اهنگ نازگل حسابي تركوند و با همان اولين اهنگ به اوج رسيد. رضايا

متولد 16 تير 1365 است و دو خواهر متاهل دارد. ديپلم گرافيك دارد و در

حال حاضر ترم سوم كنسرواتوار هست. او قبلا در يكي از استوديوهاي

تجريش پاپ را شروع كرد اما وقتي در يكي از شهركهاي شمال با ارمين اشنا

شد كار را به صورت جدي دنبال كرد. و بعد هم گروه دو نفره ي ارمين و

امير تصميم گرفت كه اهنگ نازگل با همكاري شاهين بخوانند

رضایا ساکن یوسف اباده.مجرده و در حال حاضردر سبک RAP فعالیت

میکنه

اما.........................

درباره ي دوست دختر رضايا بايد بگم که رضايا با دختري به

اسم نازنين رفيق بوده اما الان نمي دونم با کي دوسته

 

 

رضايا اين جوري با نازنين دوست ميشه رضايا مي خواسته بره

به يه مهموني بعد به قول يکي از بچه ها نمي تونسته کروات

ببنده بعد اين دختر خانوم

 

 

براش کروات رو مي بنده اينو از يکي از بچه ها شنيدم و اهنگ

نازگل و نازنين و کروات رو براي نازنين خونده بوده يه تيکه از

اهنگ نازگل

 

 

(از اولين نگاه درست اينه فيلما توي قلب نشستي / خاطر

خوام کردي و دلم رو بردي وقتي کرواتمو بستي )

 

 



موضوعات مرتبط: بیوگرافی خوانندگان+عکس

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 13:4 | نویسنده : بهار |

 

بیوگرافی یاس از زبان خودش:

نام و نام خانوادگی: یاسر ....               

لقب: یاس

متولد: ۱۳۶۰ شمسی                                                                                                     

محل تولد : تهران

یاسر از سن شانزده سالگی به موسیقی رپ علاقه داشت و از آن زمان به بعد به آن گوش میداد

 

هنگامی که پدرش برای کارهای تجاری به آلمان سفر می کرد برای او سیدی های خوانندگان سبک هیپ هاپ و به خصوص توپاک را می آورد

بعد از مرگ ناگهانی پدرش تمام مسئولیت خانواده بردوش او افتاد و توانست به سختی بدهی های پدرش را بپردازد.

او در هجده سالگی فکر رفتن به دانشگاه را از سرش بیرون کرد وبرای حمایت از خانواده اش مادر،برادرکوچکش و خواهرانش _ مشغول کار شد.

در این هنگام بود که شروع به نوشتن شعر کرد که خیلی زود تبدیل به متن آهنگ هایش شد.این کار باعث می شد تا او به یاد پدرش بماند.


زلزله ی بم تاثیر عمیقی بر روی یاس گذاشت و باعث شد تا او اولین آهنگش را به نام بم بنویسد که ابتدای خواندن حرفه ای او بود.


او متوجه شد که توانایی گفتن تمام واقعیت ها را به زبان رپ دارد.او تصمیم داشت تا برای کارهایش مجوز بگیرد ولی برای این کار بامشکلات زیادی مواجه شد و بارها مورد تمسخر قرار گرفت، ولی در نهایت موفق شد و توانست برای شش آهنگ از ده آهنگش مجوز بگیرد.


کارهای او معمولا با بیان مشکلات اجتماعی جامعه شروع می شود و باامید پایان می یابد.او در آهنگ هایش ناسزا نمی گوید و از بیان مسائل........ وخشن اجتناب می کند

کارهای یاس امروزه به قدری موفق شده که به نوعی به استاندارد جدیدی در رپ فارسی تبدیل شده و طوری که افرادی مثل من تصمیم به نوشتن وبلاگی در مورد یاس گرفته اند و در ایران او را با نام توپاک ایران میشناسن.



موضوعات مرتبط: بیوگرافی خوانندگان+عکس

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 12:59 | نویسنده : بهار |
۱-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً

دوست ندارند جای دختر ها باشند



2-اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما

یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از

خونه فراری میده!



3-یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما

یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو

میکشه



4-یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد

با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا

مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل

خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!



5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!


6-دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه

میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و

در نهایت موفق میشن



7-اگر به یه دختر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر خوبی و عاشقت

میشه اما اگر به یه پسر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر بی جنبه و

جواد هستی دست به هر کاری میزنه تا از شرت خلاص شه!



8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و

دماغ و دهن و .........هست.



9-دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت

میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای دختر

به چشم می خوره.



10-دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه

خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند

بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله!



11-دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه

فراری هستند!



12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می

کنن.



13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون

دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم

می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.



14-دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن


15-دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی

پسر ها در غذا و و خواب و تخت خواب(نکته:منظور از تخت خواب عملیات

قبل از خواب می باشد=عملیات فتح المبین به قول آقای مصطفی

تیفوسی)



16-اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما

پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن!



17-یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه

اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی

دوست دخترش صحبت میکنه.



18-پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی

دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!



19-یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست

نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه

دوست میشه!



20-یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده

میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت

7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر

تماستم!



21-اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش

تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر

بی چشم و رو هستش!



22-دختر ترشیده میشه اما پسر نه!!!!


23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب

رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن

خیلی باهال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می

خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت

چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش

میدن!!!!!



موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (:

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 12:38 | نویسنده : بهار |
دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!

دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!

دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی ...

دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!

دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت

دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله و عمه ت هستن

دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!

دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!

دختر بودن یعنی دخترو چه به رانندگی؟

دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی!

دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!

دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه!
 
دختر بودن یعنی شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده 12

میلیون؟
 
دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!

دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا..
.
دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا!

دختر بودن یعنی لباست 4 متر و نیم پارچه ببره!

دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!

دختر بودن یعنی کجا داری میری؟!

دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!

دختر بودن یعنی کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟!

دختر بودن یعنی خیلی خودسر شدی!

دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس کشیدن!     



موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (:

تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 | 12:32 | نویسنده : بهار |
پدر انگليسي پس از کشتن زن و فرزندانش خود را حلق آويز کرد.
به نوشته تلگراف پس از تلفن عابري که گزارش سر و صدا و جيغ و داد را از خانه اي در فوردينبريج را به پليس داده بود، اجساد 4 نفر در خانه اي در هانتس کشف شد. بر اين اساس اجساد دو دختر بچه بي گناه يک و دوساله در اتاقشان پيدا شد و سپس پليس جسد مادر انها را پيدا کرده و در آخر مرد جواني را در طبقه بالا يافتند که خود را حلق آويز کرده بود. نيروهاي اورژانس که با بالگرد از همشاير آمده بودند نيز نتوانست کمکي کند و در نهايت اجساد قربانيان و قاتل براي کالبد شکافي راهي پزشکي قانوني شد. در تحقيقات اوليه معلوم شد دختران و مادر بچه ها با ضربات چاقو به قتل رسيده اند و پليس به اين نتيجه رسيد که پدر خانواده پس از کشتن انها خود را دار زده است. نيروي امدا مي گويد آنها ساعت 11 صبح بوسيله تلفن يک عابر از ماجرا مطلع شده و بلافاصله خود را به محل رساندن اما قاتل کار خودش را کرده بود



موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : دوشنبه 1389/05/11 | 16:11 | نویسنده : بهار |

چاق‌ترين زن بريتانيا ادعا کرده است که او را رها کرده‌اند تا بميرد.
او اکنون 7 سال است که منتظر انجام يک عمل جراحي حياتي است.شارون موسيملر که اکنون نزديک به 285 کيلو وزن دارد از سال 2003 تا کنون در بيمارستان و خانه به سر برده است. اين زن که مادر 4 فرزند است از سال 2005 تحت مراقبت 24 ساعته است تا شايد چاقي مفرط او درمان شود. اما با وجود تلاش‌هاي صورت گرفته موفقيتي در اين مورد حاصل نشده است. اين زن 40 ساله اکنون ادعا کرده‌ است که پزشکان به او گفته‌اند به دليل اندازه بزرگ و وزن زيادش امکان انجام عمل جراحي براي کاهش وزن او وجود ندارد. در سال 2007 نيز به دليل وزن زيادش پزشکان تصور مي‌کردند او تا چند ماه ديگر زنده نخواهد ماند.او خود معتقد است که پزشکان براي نجات جان او هيچ کاري نمي‌کنند و مي‌گويد آن‌ها مرا رها کرده‌اند تا بميرم. اين زن که فقط 1.52 متر قد دارد در وضعيت بسيار خطرناکي قرار دارد. وزن زياد او باعث شده است فشار زيادي به قلب و ريه‌هايش وارد شود و به همين دليل نيز او بدون کپسول اکسيژن قادر به نفس کشيدن نيست. اين زن در 20 سالگي وزن طبيعي داشت، اما بعد از دچار شدن به افسردگي بعد از زايمان به طور باورنکردني به خوردن غذا پرداخت و به سرعت چاق شد. به نوشته نشريه سان، اکنون خانم موسيملر در نوبت انجام عمل جراحي است. اوايل سال جاري نيز سنگين‌ترين مرد بريتانيا که 444 کيلوگرم وزن دارد در انگلستان تحت عمل جراحي قرار گرفت.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : یکشنبه 1389/05/10 | 15:48 | نویسنده : بهار |
متهم به قتل اعتراف کرد: روز حادثه بسيار عصباني بودم و مائده هم به شدت من را اذيت مي‌کرد. گوشي موبايل من را به سمتي پرتاب کرد که از اين کار او عصباني شدم، دهانش را گرفتم تا تنبيهش کنم اما او خفه شد.
فارس نوشت: ظهر 11 تير سال گذشته، مأموران کلانتري 158 کيانشهر از طريق مرکز فوريت‌هاي پليسي از وقوع يک فقره مرگ مشکوک باخبر شدند.
مأموران با حضور در يکي از درمانگاه‌هاي منطقه متوجه شدند دختربچه‌ 3 ساله‌اي به نام مائده که توسط والدينش به درمانگاه آورده شده بود، به طرز مشکوکي فوت کرده است.
بعد از انتقال جسد مائده به پزشکي قانوني، پزشکان اعلام کردند که مائده بر اثر خفگي کشته شده است و آثار متعدد کبودي نيز روي صورت و اطراف چشمان او مشاهده شده بود.
پدر مائده اظهار داشت: توسط همسرش از بيماري دخترش باخبر شده و وقتي به خانه آمده است با جسد بي‌جان مائده روبه‌رو شده و او را به درمانگاه برده است. مادر مائده نيز بازداشت و در اولين جلسه تحقيقات به ارتکاب قتل مائده اعتراف کرد.
وي اظهار داشت: روز حادثه بسيار عصباني بودم و در يک لحظه مائده گوشي موبايل من را به زمين کوبيد. من هم عصباني شدم و با دستم دهان او را گرفتم تا بي‌حال شد. بعد از چند دقيقه با شوهرم تماس گرفتم و از او خواستم به خانه بيايد تا مائده را به بيمارستان برسانيم.
با اعتراف متهم، قرار مجرميت وي از سوي دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران ارجاع داده شد که صبح امروز به رياست محمدي کشکولي به آن رسيدگي شد.
ذبيح‌زاده، نماينده دادستان با اشاره به اعلام گذشت اولياي‌دم، خواستار مجازات متهم از جنبه عمومي جرم و به اتهام مباشرت در قتل عمدي و همچنين کودک‌آزاري شد.
متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينکه اتهام قتل را قبول دارم گفت: روز حادثه بسيار عصباني بودم و مائده هم به شدت من را اذيت مي‌کرد. گوشي موبايل من را به سمتي پرتاب کرد و من هم که از اين کار او عصباني شده بودم، دهانش را گرفتم تا تنبيهش کنم.
تحقيقات نشان داده بود که مائده به طور متناوب از سوي مادرش مورد ضرب وشتم قرار مي‌گرفته است ولي مادر او در جواب به سؤال قاضي که آثار کبودي روي صورت و دور چشمان مائده به چه علت است گفت: نمي‌دانم. من گاهي اوقات او را تنبيه مي‌کردم ولي روز حادثه او را نزدم. در حال حاضر فقط من متهم هستم و کسي از همسرم که او هم مائده را کتک مي‌زد، سؤالي نمي‌پرسد.
بعد از اظهارات متهم در بيان آخرين دفاع که ضمن اظهار پشيماني از قتل فرزندش، خواستار بخشش از دادگاه بود، قاضي محمدي‌کشکولي و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و در نهايت زن جوان را به 5 سال حبس و مراجعه اجباري به روانپزشک تا تأييد رسمي سلامت رواني محکوم کردند

موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : یکشنبه 1389/05/10 | 15:45 | نویسنده : بهار |

یارو زبونش می‌گرفته ، می‌ره داروخونه می‌گه: آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می‌گه: دیب دیگه چیه؟


یارو جواب می‌ده: دیب دیگه - این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره.

کارمنده می‌گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم - چی هست این دیب ؟!

 یارو می‌گه: بابا دیب ، دیب

طرف می‌بینه نمی‌فهمه ، می‌ره به رئیس داروخونه می‌گه - اون می‌آد ‌

می‌پرسه: چی می‌خوای عزیزم ؟!

یارو می‌گه: دیب!

رئیس می‌پرسه: دیب دیگه چیه؟!

یارو می‌گه: بابا دیب دیگه - این ورش دیب داره ، اون ‌ورش دیب داره.

رئیس داروخونه می‌گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟!

یارو می‌گه: آره بابا - خودم دائم مصرف دارم، شما نمی‌دونید دیب چیه؟

رئیس هم هر کاری می‌کنه ، نمی‌تونه سر در بیاره و کلافه می‌شه ...

 یکی از کارمندای داروخونه برای خوردن شیرینی می‌آد جلو و می‌گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره، فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد - اما الان شیفتش نیست.

رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه ،

 گفت: اشکال نداره - یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش.

می‌رن اون کارمنده رو میارن - وقتی می‌رسه، از یارو می‌پرسه: چی می‌خوای؟!
یارو می‌گه: دیب! کارمنده می‌گه: دیب؟!

یارو: آره
کارمنه می‌گه: که این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره؟!
یارو: آره
کارمند: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می‌خوای؟!
همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می‌خواد - کارمنده سریع می‌ره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه مشمع مشکی و میاره می‌ده به یارو و اونم می‌ره پی کارش.
همه جمع می‌شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟!

کارمنده می‌گه: دیب!

می‌پرسن: دیب؟دیب دیگه چیه؟!
می‌گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!
رئیس شاکی می‌شه و می‌گه: اینجوری فایده نداره - برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟!
کارمنده می‌گه: تموم شد - آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!!

دوستان حالا دیب چیه؟؟؟؟؟؟هرکی جواب این سوال رو بده جایزه پیش این وبلاگ داره



موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (: ، معما

تاريخ : یکشنبه 1389/05/10 | 15:37 | نویسنده : بهار |
یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود ..

در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند حضرت عزرائیل رو دید و پرسید:

آیا وقت من تمام است؟

حضرت عزرائیل گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید .

در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد

کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها-عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم .

فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!

از اونجایی که او زمان بیشتری برای زندگی داشت از این رو او تصمیم گرفت
که بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد.

بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد

در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .

وقتی با حضرت عزرائیل روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه
فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟

حضرت عزرائیل جواب داد : اِاِاِا شماییییییید نشناختمتون !!!



موضوعات مرتبط: داستان های باحال و خنده دار

تاريخ : جمعه 1389/05/08 | 15:5 | نویسنده : بهار |
معروفترین پزشک متخصص قلب نیویورک فوت کرد و در مجلس ختم باشکوهش یک ماکت بزرگ قلب در پشت تابوت او قرار داده بودند که در پایان مراسم همراه با مارش عزا دریچه های آن قلب باز شد و تابوت را به درون خود فرو برد همه از این ابتکار به اعجاب و تحسین آمدند، ولی یکی از پزشکان در ردیف اول ناگهان شروع کرد به قهقهه و اصلا نمیتوانست خودش را کنترل کند. عاقبت کشیش به او تذکر داد، ولی او گفت پدر روحانی، من مقصودی ندارم، فقط مجسم کردم اگر من که متخصص زنان و زایمان هستم بمیرم این صحنه چگونه اجرا میشود با این گفته کشیش و تمام مجلس هم بی اختیار ریسه رفتند و جلسه بهم خورد

موضوعات مرتبط: داستان های باحال و خنده دار

تاريخ : جمعه 1389/05/08 | 15:2 | نویسنده : بهار |
 


رفتم دستکش هام رو عوض کنم، نمیدونم تا برگردم چه بلایی سر خودش آورد که اینطوری گریه میکرد! پرسیدم آخه کجات درد میکنه کوچولو؟...بدون وقفه میگفت: «تقی.....تقی!»

پرستار رو صدا زدم، ولی اونم نتونست متوجه بشه که این بچه چش شده ...بچه هم که ول کن نبود و دائم تقی تقی میکرد! گفتم تقی جان آروم باش! مرد که گریه نمیکنه!! پرستار گفت اسمش که تقی نیست آقای دکتر! تو پرونده اش نوشته رامتین! گفتم خب شاید تو خونه تقی صداش می کنند!!...اونم زد زیر خنده!

ازش خواهش کردم مادر بچه رو صدا کنه، تا بخش رو روی سرمون خراب نکرده!!
مادرش که اومد ، یه چسب زخم خواست و چسبوند رو "انگشت شست" اش ،بعد هم دلداری اش داد و آرومش کرد
گیج شده بودم! پرسیدم قضیه چی بود؟...
مشخص شد تو مهدکودک ، اسم امام ها رو به ترتیب انگشت های دست، به این ها یاد میدن،... این بچه هم که انگشت شست اش مونده بود لای دسته صندلی و درد گرفته بود، برای همین هم وقتی ازش می پرسیدیم کجات درد میکنه ، همش میگفت: «تقی»



موضوعات مرتبط: داستان های باحال و خنده دار

تاريخ : جمعه 1389/05/08 | 15:0 | نویسنده : بهار |
آماده اید؟

سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم بهتر جواب بدهید
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.
سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟
سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.
عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

جواب :
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!
پدر ماری، پنج تا دخـتر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono.
اسم پنجمی چیه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دخـتر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.


موضوعات مرتبط: معما

تاريخ : پنجشنبه 1389/05/07 | 23:15 | نویسنده : بهار |

زغال قليونتيم ، بکش خاکستر شيم !


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo . لوتیرین آفها----------------------------

 

زغال قليونتم رفيق! ميسوزم تا بسازمت!!!


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo .لوتیرین آفها  ----------------------------


سوزن رفاقت در تيوپ قلبم فرو رفت و گفت: فييييييييييس

تازه فهميدم پنچرتم رفيق!


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo . لوتیرین آفها----------------------------


پدال دنده موتورتيم با پا بزن تو سرمونو خلاصمون کن!


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahooلوتیرین آفها ----------------------------

پوست موز زير پاتم ، حال ميکنم اگه افتخار بدي پاتو بذاري روم !


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo لوتیرین آفها----------------------------

به لوتي ميگم : آب بده دريا ميده ، ميگم گل بده گلستان ميده ، ميگم معرفت و دوستي بده همش شماره تو رو ميده !!

---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahooلوتیرین آفها ----------------------------

آب دماغتيم…آنتي هيستامين بخور ، فنا شيم


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahooلوتیرین آفها ----------------------------


قرمزي چشاتم نفازلين بريز فنا شيم


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo . لوتیرین آفها----------------------------

بند کفشتيم گره بزن خفه شيم


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo .لوتیرین آفها  ----------------------------

کش شلوارتم رفيق ولم کن تا آبروتو ببرم


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo .لوتیرین آفها ----------------------------

سيگارتيم بکش تا دود شيم


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo .لوتیرین آفها ----------------------------


زنگ در خونتم هر کس تو رو بخواد بايد منو بزنه


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahooلوتیرین آفها ----------------------------

 

چروک لباستيم اتو بزني هلاک شديم!


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo .لوتیرین آفها ----------------------------

تريپ مرام : کلنگتم عمله !!


---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahooلوتیرین آفها ----------------------------

 

سلامي به گرمي آش رشته که با پيازداغ روش نوشته :

“مرامت منو کشته“



---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo . لوتیرین آفها----------------------------

 

ميگن نارنگي چون پوستش زود کنده ميشه

پيش مرگ همه ي ميوه هاست !

نارنگيتيم هلو !

---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo -لوتیرین آفها---------------------------

اين اس ام اس رو ميزنم به سلامتي همه خوبا

که سخت مشغول شطرنج زندگي اند

و نميدونن ما مات رفاقتشون هستيم

---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahooلوتیرین آفها ----------------------------

ديروز روز جهاني آوارگان بود، توقع داشتم يه تشکر خشک و خالي از ما ميکردي که يه عمريه آوارتيم !!!

---------------------------- آفلاین های یاهو مسنجر . Offline yahoo . لوتیرین آفها----------------------------

بزرگترين دشمن آدم پوله:هر چي دشمن داري بده به من و خودتو خلاص کن

 



تاريخ : پنجشنبه 1389/05/07 | 23:14 | نویسنده : بهار |

برلين: وجود يك اسلحه، جان مرد جواني را كه در خودروي در حال غرق شدن گير كرده بود، نجات داد. اين جوان 30 ساله با سرعت زيادي در حال رانندگي بود كه كنترل خودرو را از دست داد و به داخل رودخانه پرتاب شد.از آنجايي كه قفل مركزي خودرو فعال بود او نمي‌توانست با باز كردن درها خودش را نجات دهد و هرچه به پنجره‌ها هم ضربه زد نتوانست آن را بشكند. در همين حال او به ياد اسلحه‌اي افتاد كه هميشه آن را در خودرو‌اش نگهداري مي‌كرد.

او چند گلوله به پنجره شليك كرد و با شكستن آن از خودرو خارج شد و خودش را به ساحل رساند. گفتني است او با نيرو‌هاي امداد تماس گرفت تا وي را كه بر اثر سرما در حال يخ زدن بود نجات دهند. اما هنگامي كه پليس متوجه شد او اسلحه غير مجاز حمل مي‌كرده اعلام كرد كه بايد به زندان منتقل شود. اين جوان اعتراف كرد كه اين اسلحه را از خانه دوستش سرقت كرده است.



موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 15:30 | نویسنده : بهار |

برلين: سارقي كه براي سرقت، يك شركت واقع در طبقه سوم ساختماني را انتخاب كرده بود، حين فرار به دام پليس افتاد. اين سارق جوان با كمك دوستش قصد داشت از شركتي كه دوستش در آن مشغول به كار بود، سرقت كند.به همين دليل با استفاده از بي‌توجهي نگهبان وارد شركت شد و به اتاقي رفت كه گاو صندوق در آن قرار داشت. اين سارق سرگرم باز كردن در گاو صندوق بود كه ناگهان نگهبان از راه رسيد و او كه خيلي ترسيده بود براي فرار از دست نگهبان، خودش را از پنجره به بيرون پرتاب كرد.

اما او مستقيما روي يك تپه برفي فرود آمد كه به دنبال جمع شدن برف‌هاي پارو شده، روي هم ايجاد شده بود. اين جوان بدشانس به نحوي داخل برف‌ها فرو رفت كه بيرون آمدن از آن برايش مقدور نبود و تا سر رسيدن پليس همانجا ماند. گفتني است او در هنگام پريدن از پنجره فراموش كرده بود كه در چه ارتفاعي قرار دارد.



منبع:همشهری



موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 15:25 | نویسنده : بهار |
اولیــن باری که برای بچه ها خوراک جــگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.

غذا رو کشــیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صــدا زدم. پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی هم.. دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه. به بچه ها گفتم:


"ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمــزه است، یه کوچولو امتحــان کنید...اصــلا می دونید اســم این غذا چیــه؟ یه راهنمایی می کنم بهــتون...باباتون گاهی منو به همین اســم صــدا می زنه."





ناگهان چشـــمهای دخترم گشاد شد. به برادرش سقلمه زد و گفت:


"نــخور! نـخور! تاپاله است!"


موضوعات مرتبط: داستان های باحال و خنده دار

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 15:19 | نویسنده : بهار |
رشتیه نصف شب بلند میشه آب میخوره میگه: سلام بر حسین.                                                 از زیر تخت صدا میاد:سلام از ماست احمد آقا....!!! 

 رشتیه سردر خونشون مینویسه +۱۹ میگن برای چی اینو نوشتی؟؟میگه مگه ناموس بچه بازیه.

علت اخراج ترکه از صدا و سیما :پخش پیام بازرگانی وسط اذان

لره شبه عروسیش میگوزه! میگه: بفرما فشار زندگی شروع شد!

سلام.ما امشب برای شام میاییم خونتون.(ستاد ایجاد رعب وحشت)

شعار بسیجیها: توپ تانک دسته بیل. دختر فقط با سیبیل

رشتیه داشته بچه هاشو کتک میزده.زنش میگه کوچیکرو نزن سیده

یه پسره میره خاستگاری عروس باره اول گوز میزنه باره دوم عاروغ میزنه باره سوم عطسه میکنه.دوماد میگه:ماشالا عروس خانوم از هز سوراخش یه هنر میریزه

 

 

 

 



موضوعات مرتبط: اس ام اس خیلی باحال و خنده دار

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 14:54 | نویسنده : بهار |

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.



موضوعات مرتبط: داستان های باحال و خنده دار

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 14:43 | نویسنده : بهار |

در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می كرد كه سالها بچه دار نمی شد. او نذر كرد كه اگر بچه دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!

روز اول یك شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان كار، هنگامی كه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم یك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.

روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.

حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه نظره ای روبرو شد؟
فكركنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شما هم یک ایرانی هستید؟؟؟؟؟
.
.
.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می زدند كه پس این مردك چرا مغازه اش را باز نمی كند



موضوعات مرتبط: داستان های باحال و خنده دار

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 14:38 | نویسنده : بهار |
 

دقت کنید :

 

1-      یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن!


2 - واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته !



3 - رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه!



4 - ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان

 

کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل !



5 - هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره !



6 - وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی ، استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت

 

برمیگردی که موبایلت رو برداری...، بدون توجه به اینکه حد اقل 10 سال از عمرت رو بدون

 

موبایل گذروندی !!!



8 - صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن

 

ایمیل و فیس بوکته !



9 - الان در حالیکه این مطالب رو میخونی، سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی !



10 - اینقدر سرگرم خوندن این مطالب بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7

 

نداره !



11 - الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه !



12 - من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالا حتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه

 

خوب بهش توجه نکردی !!



13 - دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی...، خوب من شوخی کردم ولی

 

نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی.

 



14 - مطمئنم اگر این مطالب رو ادامه بدم میخواین یه بلایی سرم بیاری !!!


پس...

............................

.....................
.................
...........
.......
.....

...

..

.

.



موضوعات مرتبط: مطالب خنده دار (:

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 14:37 | نویسنده : بهار |
روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته بود، و کلاه و تابلویی
را کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو نوشته شده بود:
" من کور هستم لطفا کمک کنید " روزنامه نگار خلاقی که از آن طرف
می گذشت نگاهی به آن مرد نابینا انداخت نگاه به کلاهی کرد که فقط
چند سکه درون آن بود چند سکه از جیب در آورد و درون کلاه انداخت و
بی آنکه اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت و نوشته ی دیگری روی آن
نوشت و دوباره تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
عصر همان روز روزنامه نگار در حالی که از کار خود باز می گشت متوجه
شد کلاه مرد نابینا پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای
قدمهای خبرنگار او را شناخت و خواست که اگر او همان کسی است
که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است.
روزنامه نگار جواب داد چیز مهمی نبوده است و من فقط نوشته شما را
به صورتی دیگر نوشته ام و سپس لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
مرد کور هیچ وقت ندانست آن مرد در آن روز چه نوشته بود آن روز روی
تابلو مرد نابینا این جمله نوشته شده بود:
" امروز بهار است اما افسوس که من نمی توانم آن را ببینم. "

موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 14:36 | نویسنده : بهار |

روزي زني روستايي که هرگز حرف دلنشيني از همسرش نشنيده بود، بيمار شد.
شوهر او که راننده موتور سيکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى کرد، براى اولين بار همسرش را سوار موتورسيکلت خود کرد.
زن با احتياط سوار موتور شد و از دست پاچگي و خجالت نميدانست دستهايش را کجا بگذارد، که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن.
زن پرسيد: چه کار کنم؟ و وقتي متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد.
با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خيس نمود.
به نيمه راه رسيده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند. شوهرش با تعجب پرسيد: چرا؟ تقريبا به بيمارستان رسيده ايم.
زن جواب داد: ديگر لازم نيست، بهتر شدم. سرم درد نمي کند.
شوهر، همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ساده "مرا بغل کن" چقدر احساس خوشبختى در قلب همسرش باعث شده که در همين مسير کوتاه، سردردش را خوب کرده است.
عشق چنان عظيم است که در تصور نميگنجد. فاصله ابراز عشق دور نيست. فقط از قلب تا زبان است و کافي است که حرفهاي دلتان را بيان کنيد

موضوعات مرتبط: داستان های عاشقانه ، داستان های آموزنده

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 14:35 | نویسنده : بهار |

روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم. در رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.
فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه !
نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:
- عمو... میشه کمی پول بهم بدی؟
- نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.
- فقط اونقدری که بتونم نون بخرم ...
- باشه برات می خرم.

صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. ازخواندن شعرها، پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم.
صدای موس قی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.

- عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟

آه، یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته.

- باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟

غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم است ، بیرونش کند. وجدانم مرا منع می کرد. گفتم نه مشکلی نیست.
بذار بمونه. برایش نان و یک غذای خوش مزه بیارید.

آنوقت پسرک روبروی من نشست.

- عمو ... چیکار می کنی؟

- ایمیل هام رو می خونم.

- ایمیل چیه؟

- پیام های الکترونیکی که مردم از طریق اینترنت می فرستن.

متوجه شدم که چیزی نفهمیده. برای اینکه دوباره سئوالی نپرسد گفتم:

- اون فقط یک نامه است که با اینترنت فرستاده شده

- عمو ... تو اینترنت داری؟

- بله در دنیای امروز خیلی ضروریه

- اینترنت چیه عمو؟

- اینترنت جائیه که با کامپیوترمیشه خیلی چیزها رو دید و شنید. اخبار، موسیقی، ملاقات با مردم، خواندن و نوشتن، رویاها، کار و یادگیری. همۀ این ها وجود دارن ولی در یک دنیای مجازی.

- مجازی یعنی چی عمو؟

تصمیم گرفتم جوابیساده و خالی از ابهام بدهم تا بتوانم غذایم را با آسایش بخورم.

- دنیا مجازی جائیه که در اون نمیشه چیزی رو لمس کرد. ولی هر چی که دوست داریم اونجا هست. رویاهامون رو اونجا ساختیم و شکل دنیا رو اونطوری که دوست داریم عوض کردیم.

- چه عالی. دوستش دارم..

- کوچولو فهمیدی مجازی چیه؟

- آره عمو. من توی همین دنیای م ازی زندگی می کنم.

- مگه تو کامپیوتر داری؟

- نه ولی دنیای منم مثل اونه ... مجازی:
مادرم تمام روز از خونه بیرونه.. دیر برمی گرده و اغلب اونو نمی بینیم.
وقتی برادر کوچیکم از گرسنگی گریه می کنه، با هم آب رو به جای سوپ میخوریم
خواهر بزرگترم هر روز میره بیرون. میگن تن فروشی میکنه اما من نمی فهمم چون وقتی برمی گرده می بینم که هنوزم هم بدن داره.
پدرم سالهاست که زندانه
و من همیشه پیش خودم همۀ خانواده رو توی خونه دور هم تصور می کنم. یه عالمه غذا، یه عالمه اسباب بازی و من به مدرسه میرم تا یه روز دکتر بزرگی بشم.

- مگه مجازی همین نیست عمو؟!

قبل از آنکه اشکهایم روی صفحه کلید بچکد، نوت بوکم را بستم.
صبر کردم تا بچه غذایش را که حریصانه می بلعید، تمام کند. پول غذا را پرداختم. من آن روز یکی از زیباترین و خالصانه ترین لبخندهای زندگیم را همراه با اینجمله پاداش گرفتم:

- ممنونم عمو، تو معلم خوبی هستی.
آنجا، در آن لحظه، من بزرگترین آزمون بی خردی مجازی را گذراندم.

 

ما هر روز را در حالی سپری می کنیم که از درک محاصره شدن وقایع حقیقی و بی رحم زندگی توسط مـَجازها ، عاجزیم.



موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 14:34 | نویسنده : بهار |
موضوع انشاء : نوروز را چگونه در کردید ؟




امسال سال نو خیلی مبارک بود زیرا در امسال پدرم ما را به شمـــال برده است

این بهترین مسافرتی است که پدرم ما را آورده است چـــون قبل از این هیـــچوقت

ما را به مسافرت نبرده بود ! در راه شمال به ما خیـــلی خوش گذشــــــت! ما در

راه خیلی چپ کردیم ! پدرم میگفت من میپیچم ولی نمیدانم چرا جــاده نمیپیچه

خواهرم یک بار دستش را از پنجره ماشین بیرون آورد تا پوست تخمـه اش رابریزد

و یک ترانزیت از کنار ماشین ما رد شد و دست خواهرم از بازو کنده شـــــــــد و ما

خیلی خندیدیم ! ما برای ناهار به اکبر جوجه رفتیم ! البته من خوداکـــــــــبر آقا را

ندیدم ولـــــــــــی پدرم که او را دیده است میگوید خیلی جوجه اسـت من خیلی

نوشــــــــابه خوردم و پدرم یک گوشه نگه داشت تا من با خیال راحت بشاشـم به

طبیعت ! در جاده خیلی برف آمده بود و ما برف بازی کردیم ! مـــــن باگوله برف به

پس کــــله پدرم زدم و او عصبانی شد و دست من را لای در ماشین گذاشـت ودر

ماشین را محکم بست ما به متل قو رفتیم و سر یک میز نشستیم

و پدرم قیلـون و چایی ســـفارش داد

پدرم خیلی قشنگ قیلون میکشد . پدرم حتی در متل قـو هم از رژیمش دست بر

نمیدارد و درِ گوشی به همان پسره که قیلون آورد چیزی مـیگوید ویــــــک پارچ آب

سفارش میدهد ! پدرم عادت دارد نوشابه را با آب قاطی میکند کنار

ما چند تا جوان نشسته اند و آواز میخوانند :میخوام برم زن بگیرم !

پولامو بدم ان بگیرم ! گوجه بدم رب بگیرم وپدرم با این شعر خیلی حال میکند

ولی مادرم عصبانی میـشود و با پارچ آب پدرم

به صورت من میکوبد ! ما 13 را در همانجا در کردیم البته پـدرم خیلی بیشتر از ما

در کرد ولی به هر حال به ما خیلی خوش گذشت و من خیلی کتک خوردم



تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 14:33 | نویسنده : بهار |

پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد .
مادر که در حال آشپزی بود ،دستهایش را با حوله تمیز کرد

 و نوشته را با صدای بلند خواند.

او نوشته بود :

صورتحساب !!!
کوتاه کردن چمن باغچه ۵.۰۰۰ تومان
مراقبت از برادر کوچکم ۲.۰۰۰ تومان
نمره ریاضی خوبی که گرفتم ۳.۰۰۰ تومان
بیرون بردن زباله ۱۰۰۰ تومان

جمع بدهی شما به من :۱۲.۰۰۰ تومان  !

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد،

چند لحظه خاطراتش را مرور کرد

و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این را نوشت:
بابت ۹ ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ
بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ

و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که :

 هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است

وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند.

 چشمانش پر از اشک شد

ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد. گفت:
مامان … دوستت دارم
آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت:
قبلاً بطور کامل پرداخت شده !!!

نتیجه گیری منطقی: جایی که احساسات پا میذاره منطق کور میشه!!!

مادر متوجه نشد که پسرش داره سرش کلاه میذاره :

جمع بدهی میشه ۱۱.۰۰۰ تومان  نه ۱۲.۰۰۰ تومان  !!!



موضوعات مرتبط: داستان های باحال و خنده دار ، داستان های آموزنده

تاريخ : چهارشنبه 1389/05/06 | 14:32 | نویسنده : بهار |